اولین قصه هایی که می نویسم چرک نویس هایی آشفته و ناتمامند. اما آرام آرام، مثل گیاه های روندهف از دیوارک های ذهنم بالا می خزند و کنج و کنار سرم را می پوشانند. هر بار که داستانی را از نو بازنویسی می کنم، کامل تر و بهتر می شود و قدمی رو به جلو بر می دارم. دلیلی برای برخاستن از خواب پیدا کرده ام و در خلا دلهره انگیز ِ صبح ها چراغکی کوچک سوسو می زند.
* دو دنیا، گلی ترقی
+ نوشته شده در ساعت توسط
بسیار انگشتشمارند کسانی که آرزوهایشان را به هر قیمت که شده برآورده میسازند.