چهار صبحه و توهم زدم هی صدای بارون میشنوم. صدای بارونه؟
امیدوارم صدای بارون باشه. چون صدای دونه خوردن گنجشکها رو کولر که نمیتونه باشه. اونم این وقت صبح.
شایدم یه جن کوچولو از فرط بیکاری نشسته داره دماغش رو میکشه به دیوار و صدای بارون در میاد. شایدم داره سعی میکنه با سمهاش صدای بارون در بیاره تا به خانوادهش ثابت کنه استعدادهای کشفنشدهای داره.
به هر حال تا بیشتر از این مغزم نگوزیده باید بخوابم.
خب دیگه. امیدوارم چند ساعت دیگه روز خوبی باشه.
+ نوشته شده در ساعت توسط
|
بسیار انگشتشمارند کسانی که آرزوهایشان را به هر قیمت که شده برآورده میسازند.