نامه‌برقی (+) رو دوتایی خوندیم.
می‌گم دیگه باید برات فن‌پیج بسازم. درخواست‌ها زیاد شده.
می‌خنده فقط.
باز می‌گم درخواست دیدن عکس‌ت رو هم زیاد می‌دن.
باز می‌خنده فقط.
می‌گم چش و چار همه‌شون رو در میارم‌ها.
می‌گه تقصیر خودته دیگه. من چی‌کار کنم؟
تقصیر خودته چیه.
انتظار دارم این چیزها رو که می‌گم سرش رو بندازه پایین خجالت بکشه. اما نمی‌کشه که. بیشتر می‌خنده.
چشم‌هاش برق می‌زنه.
چشم‌هاش دوتا ستاره‌ی پرنور و روشن می‌شن که خب بله، همون چیزی‌اند که روح من رو به پرواز در میارن...