ولی آدم‌های اهل گفت‌وگو، بزرگ‌ترین اتفاق و نعمت تو زندگی‌اند.
آدم‌هایی که برای گفت‌وگو پیش‌قدم می‌شن و در تلاش‌اند مسئله‌ رو شناسایی و با گفت‌وگو حل‌ش کنند.
آدم‌هایی که از زیر بار حرف‌زدن، شونه خالی نمی‌کنند و گفت‌وگو رو به «بحث» و «دعوا» و «باشه، تو راست می‌گی.» نمی‌کشونند. آدم‌های بلوغ‌یافته‌ای که می‌تونند بدون طعنه و کنایه و حاشیه‌رفتن و با تمرکز رو خواسته و موضوع صحبت‌شون، گفت‌وگو کنند و با آرامشِ خودشون، تو رو هم به آرامش و بازیابی خودت و احساسات و افکارت دعوت ‌کنند.
شاید بعدها بیشتر متوجه بشید چی می‌گم. شاید همین الان هم متوجه هستید از معجزه‌ی حضور چه کسایی حرف می‌زنم.
معجزه یعنی شانس. یعنی موهبت. به ندرت اتفاق می‌افته و آدم باید قدردان حضورشون باشه.

 

دیروز زن هندیه عجیب‌ترین حرف زندگی‌ رو بهم زد:
«این جا خوشحال‌بودن‌ت از هرچیزی برای من مهم‌تره. حتی از کاری که انجام می‌دی...»
و تاکید کرد: «می‌خوام احساس خوبی داشته باشی و برای این احساس خوبت هرکاری بتونم انجام می‌دم...»
حرفی که حتی یک بار هم از اعضای خانواده‌م نشنیدم. حتی از کسایی که دوست‌شون دارم و ادعا می‌کنند دوستم دارند. 
هیشکی جز زن هندیه تا حالا تو چشم‌هام نگاه نکرده بود تا بهم اطمینان بده خوشحالی و احساس خوبم از هرچیزی براش مهم‌تره. و عجیب این‌ که می‌دونم دروغ نمی‌گه.