اون همکارم که بهمون شکلاتهای چوبی داده بود، امروز میگه: «یه روز باید به اتاقت دستبرد بزنم و کورتِزهات رو بدزدم.»
من این جمله رو به عنوان لاس مرغوب سال نامگذاری میکنم. جوری که در صدم ثانیه مردمکهام قلب میشن و از گوشهام دود رنگی میزنه بیرون. وقتی هوش و هنر و خلاقیت رو همزمان با هم داشته باشی، اینجوریه که یهو هدفون رو از گوشت برمیداری و به کفشهای طرفت اشاره میکنی و با یه جملهی ساده شلیک میکنی وسط قلبش.
دیروز هم گفت بوی عطرت خیلی عالیه.
بله خب، یکی از بهترین عطرهای ویکتوریا سکرت رو خالی کرده بودم رو خودم، به مناسبت سی ساله شدن. عطری که دیگه تولید نمیشه. حداقل من که رو سایتهای کشورهای مختلف ندیدمش.
از بحث اصلی منحرف نشم عزیزان؛
خلاصه که راه پسران خلاق و هوشمند سرزمینام هموار باد؛ به حق پنشتن آل عبا!
پروژهی جدید براتون تولید کردم:
بعد از ماچا و زن هندیه، تو عکسهام دنبال یه کلهی پرمغز و هوشمند بگردید.
از محیط کارم که عکس میذارم همهتون میگردید دنبال زن هندیه.
از زن هندیه عکس نمیذارم. هندیه عشق منه، مال منه، سهم منه.حالا نه در این حد. ولی یه چیزی تو همین مایهها!
بسیار انگشتشمارند کسانی که آرزوهایشان را به هر قیمت که شده برآورده میسازند.