انتخاب
ـ حالا برای چی مدرسه آمدهاید؟
ـ انتخاب دیگری نداشتیم.
ـ اوه، میفهمم.
ته مدادش را میجود
با نوک انگشتهایش
روی میز رِنگ میگیرد.
میگوید:
«انتخاب...
میفهمم.
من هم اگر اینجا نبودم
شاید در قطاری بودم
که به ناکجاآباد میرفت.»
«ما یک نفر»، سارا کروسان، نشر پیدایش
+ نوشته شده در ساعت توسط
|
بسیار انگشتشمارند کسانی که آرزوهایشان را به هر قیمت که شده برآورده میسازند.